نامربوط

اندر حکایات شغل یابی: داستان نخست

توی آگهیشون در سایت دیوار نوشته بودن در شرکت فلان نیازمند یک وردپرس کار با تجربه و خلاق و حرف های هستیم. از اونجایی که من چندسالی رو وردپرس کار کردم و طراحی گفتم شاید بد نباشه امتحانی کنم و ببینم چی

داستانک

آرزوی آرزو

نداشتن خواب درست و حسابی مدت ها بود آرزو رو اذیت میکرد. شب هارو مشغول کتاب خوندن، شستن و اتو کردن لباس ها، فکر کردن و چت کردن با دوستای قدیمیش و کمی وبگردی. هر روز صبح با اولین زنگ گوشی بیدار

نامربوط

رشته ها باید باعث تعامل های بیشتر، بهتر، و قشنگ تر ما بشن!

هرچقدر که فکر میکنم تصورش اونقدر برام سخته که تصور کردن عاقل شدن یه عده برام سخته! شما ببینید میتونید تصورش کنید؟ در نظر بگیرید یک عده از دانشجو های رشته اینترنت و شبکه ها گسترده پسر و دختر با هم رفتن

تخصصی تر ها

پیدا کردن صفحات ایندکس شده سایت با HTTP و HTTPS به صورت مجزا

مدتی بعد از راه افتادن یکی از سایت هامون از سرویس های LetsEncrypt استفاده کردیم و سایت رو با HTTPS امن ترش کردیم ولی بعد از مدتی لازم شد ببینیم وضعیت ایندکس هامون چطوره. چند صفحه سایت ایندکس شده؟ چقدر از صفحات

نامربوط

تفسیر جامع غلام یاکوزا کتاب دوست (غلام جان)

مدتی پیش اندر حکایت به دلیل کمبود خواب و شنگول بودن های دیوانه گونه شبانه دست به اقدامی زدم که نتایجش اون جوری که در اون شب رویایی فکر میکردم نبود. در واقع یک جواب خیلی خاص دریافت کردم و فقط همون

نامربوط

در حمایت از بادوم زمینی: خاکی، بی آلایش و وفادار

اگر با من چرخیده باشین میدونین که وقتی بحث تنقلات و آجیل پیش بیاد هیچی نمیتونه جای بادوم زمینی رو برام بگیره. حتماً با خودتون میگین: صدو کی آخه بادوم زمینی میخوره؟ جواب اینه: من! بیاید خیلی بی طرفانه به قضیه نگاه